مرتضى مطهري

383

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

فلسفهء قابل توجه راجع به طبيعت و اجتماع و آيندهء بشريت ، فارغ از آرزوهاى مرتجعانه و يا جاهلانه و دلبستگيها به عادات كهنه و يا كينه جويىهاى فردى و شخصى و طايفگى و يا آرزوهاى قومى و ملى ( 1 ) . اين است كه ما قبل از هر چيز بايد ماهيت اين وعده را - قطع نظر از اينكه به وسيلهء چه شخصى اجرا مىشود - تجزيه و تحليل كنيم و كالبدشكافى نماييم . فكر و ايده نيز مانند بدن يك انسان گرچه يكپارچه و بسيط به نظر مىرسد ، از اجزاء و عناصر و اعضا تشكيل شده و با تشريح و تجزيه مىتوان آن را شناخت . بعداً خواهيم گفت كه در آيينهء اين ايده آرمانهاى اصلى اسلام منعكس است و اين خود وسيله اى است براى اسلام شناسى ، و هم خواهيم گفت كه افراد مسلمان از مهدويت مىتوانند ايده الهام بگيرند . ب . مرحلهء دوم مربوط است به مجرى يا مجريان اين ايده ، يعنى موعود اسلام از نظر عامل انسانى . در باب مجرى بايد گفت ( 2 ) از نظر شيعه و سنى مسلَّم است كه لقب آن مجرى ، مهدى است و از اهل بيت يعنى اولاد حضرت رسول و قطعاً از اولاد حضرت زهراست . ولى از نظر ما شيعيان شخصش معين است ، در سال 255 متولد و در آخرالزمان ظهور مىكند . قهراً در اينجا مسائلى از قبيل اثبات وجود آن حضرت ، يعنى اثبات حيات و ادامهء عمر و اسرار طول عمر و فلسفهء غيبت با اشكالات و استبعادات به ميان مىآيد و ما بعداً ان شاء الله در اين زمينه خصوصاً فلسفهء غيبت بحث مىكنيم . ج . مرحلهء سوم اين است كه به هر حال - اعم از آنكه مانند سنّيان تولد مجرى را در آخرالزمان بدانيم و يا طبق عقيدهء خودمان او را

--> ( 1 ) رجوع شود به مقالهء من ( قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفهء تاريخ ) ( 2 ) ما معمولًا موعود اسلام را به خود حضرت اطلاق مىكنيم در صورتى كه اين اطلاق ، هم به خود حضرت صادق است هم به رسالتى كه او دارد و وعده داده شده است ، بلكه كلمهء موعود خصوصاً با توجه به آيات مربوطه در قرآن ، نسبت به رسالتى كه آن حضرت انجام مىدهد صادقتر است